سایت " روزشمار جنبش کارگری ایران" ؛ با اعتقاد به مبارزات مستقل کارگران و دفاع از مطالبات بیواسطه آنان دربرابر نظام سرمایه داری ایران، تلاش دارد که استقلال عمل این مبارزات را درتمام عرصه ها و بویژه در تنظیم اخبار مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران و جنبش های اجتماعی ( زنان - پرستاران - دانشجویان و جوانان - معلمان - بازنشستگان - ملیت های ساکن ایران ) و زندگی کودکان خیابانی کار، با ارائه منابع خبر روز شمارنماید.
تلاشم بر این بود که در این سایت آرشیو روزشمار را که طی سال های متوالی انتشار داده ام ، جای دهم .
همکاری یکایک فعالان کارگری وتشکل ها و نهادهای کارگری و ارسال به موقع اخبار به سایت " روز شمار جنبش کارگری ایران" ما را در پیشبرداین وظایف توامان کمک می نماید.
با احترام
امیر جواهری لنگرودی
گفتگوی هفته : در برنامه امروز گفتگوی کارگری همراه باامیر جواهری سخنگوی کانون همبستگی با کارگران ایران بمانند هر جمعه در خدمت شما بودیم و ایشان ضمن اشاره به چند نکته از جمله برگزار نشدن دادگاه حمید نوری بدلیل ابتلا به کوید ۱۹ در هفته گذشته ،در سخن آغازین به پرسش های ما در مورد مهمترین و اخبار در هفته گذشته و همینطور تجمع پراکنده پرستاران در کنار معلمان، توضیح دادند.
مجله کارگری هفته - امیر جواهری در باره اعتراضات کارگری و بحث کارورزی
مجله کارگری: اخبار کارگری و دستمزدها، فراخوان اعتصاب شورای شورایهماهنگیتشکلهایصنفی فرهنگیان
امیر جواهری لنگرودی در نشست وبیناری گذار؛ قدرت نیروی عظیم انسانی و جایگاه جنبشها(۳۱ تیرماه ۱۳۹۷)
تلویزیون دریچه گفتگوی فرامرز رفیعی با امیر جواهری لنگرودی پیرامون : قتل های خاموش وبررسی اعتصاب کارگر زندانی رضا شهابی
گفتگوی امیر جواهری با رفیق مهرنوش اشترانی از خانواده های جانفشانان کشتار دهه شصت و یکی از سخنگویان کمیته برگزاری هفتمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران
گفتگوی امیر جواهری با احسان حقیقی نژاد یکی از سخنگویان گرد هم ائی سراسری
گفتگوی امیر جواهری با محمد رضا شالگونی پیرامون چگونگی سازمانیابی تشکلهای مستقل و سراسری کارگران
مجله کارگری ، اخبار و اعتراضات روزجهانی کارگر و هفته معلم از امیر جواهری
درشرایطی که نظام اسلامی ایران برای بقای خود،جنگ را نعمت پنداشته وهمچنان بساط جنگ طلبی وهمه ابرازهای سرکوب،زندان وصدوراحکام متناقض آزادی موقت این وآن زندانی را درمقابل موج دستگیری وبازداشت ها ودایرساختن بساط داغ و درفش با موج اعدام ها داغ نگه می دارد.وحشت رژیم ازگشایس زندان ها وهمسو شدن زندانیان سیاسی و عقیدتی با مردم مخالف جنگ ، زمینه ساز رویکرد نظام به کشتار واعدام زندانیان را در دل هنگامه جنگ در جامعه برجسته می سازد. فراموش نکرده ایم که درسلسله جنایات دهه شصت ،رویکرد رژیم ازوحشت وجودی زندانیان سیاسی، به چه شکلی زمینه سازقتلعام وحشیانه زندانیان سیاسی درتابستان خونین(۶۷) شصت وهفت، بعد ازپایان جنگ هشت ساله ایران وعراق شد وهزاران تن از زندانیان سیاسی گروههای مختلف اپوزیسیون را به پای تیرک های اعدام و گورهای جمعی کشاندند!...
آنگاه که نیروی متجاوزامپریالیسم امریکا ورژیم صهیونیستی - فاشیستی اسراییل اشغالگروکودک کُش،دانشگاهها، کارخانهها، مدرسهها ، بیمارستانها را ، پل ها وفرودگاه کشورمان را بمباران میکنند و دانشجویان، استادان، کارگران، معلمان، دانشآموزان، پرستاران و کادرآموزشی و درمانی را میکشند، وقتی رژیم زندان وشکنجه واعدام شرورانه وبا استفاده ازموقعیت جنگی دوباره چوبههای دار را برپا کرده و زندانیان سیاسی اسیردرزندانها را میکشد، بطوری که دراولین اقدام پس ازآغازجنگ،یک شهروند دوتابعیتی به نام کوروش کیوانی به اتهام «جاسوسی» به چوبه های دارآویخت. پس از آن زندانیان سیاسی- امنیتی مهدی قاسمی،صالح محمدی،سعید داودی و امیرحسین حاتمی اعدام شدند.
گُسیل جغدجنگ برایران دردل افسانه سرایی مذاکرات بی پایه هسته ای، قدرت طلبان جنگ طلب درراس نظام اسلامی ایران که همواره جنگ رانعمت می پنداشتند،درکنارقدرت مداران جنگ طلب خارجی"ترامپ و نتانیاهو"تجاوزآشکارجنگ رادرفضای خفقان وبسته،درکنارقطع ارتباط اینترنیتی برپیکره جامعه ماتحمیل کردند.درچنین هنگامه نابسامانی، نوروزامسال بابُوی بهاروسنبل،ماهی درتُنگ آب برسفره هفت سین جای نگرفت.هلهله کودکان با لباس نوبرتن، راهی کوچه ها نشدند،بلکه سالی اندوهگین دردل مردم مضطرب وپریشان حال باعمونوروزی سیه پوش وغمین برپیکره جامعه ی خونین سراسرایران ظاهرگردید.
حاصل کلام طرح این پرسش اساسی است:آیا بمب های آمریکائی- اسرائیلی با فروریختن برسرکودکان دبستانی،بمباران مردم بی دفاع و نابودی آثارتاریخی بی بدیل کشور،دمکراسی وتکثرگرائی برای کشوربه ارمغان خواهندآورد یا نه ؟ فازجدید حمله و تهاجم به زیرساختهای انرژی درعسلویه توسط اسرائیل که آمریکاخودرابه نوعی بی خبرازاین تهاجم معرفی کرد،نشانهای آشکارازعزم مداخله گران جنگ طلب برای نابودی همهجانبه ایران است.این تجاوز،ضربهای سنگین به مبارزه مردم ایران علیه دیکتاتوری واردکرده است.بمبهای آنان نه تنها نتوانستهاند تغییری درساختارسیاسی رژیم ایجاد کنند،بلکه با کشتن تعدادی ازمهرههای آن،تنهاهنرشان سلب عاملیت ازجنبشهای دادخواهی ومدفون کردن جنایات رژیم درزیرآواربمبارانها بوده است. اکنون، با به خطرانداختن جان کارگران پالایشگاهها، تحمیل گرسنگی و قحطی به مردم و فروپاشاندن اقتصادبحرانزده،ازناتوانی خود درتغییررژیم انتقام میگیرند. مردم گرسنه وبی سرپناه را همچنان خانه خراب تر از گذشته نموده اند.فشارحداکثری به روزنامه نگاران،معلمان،فعالان جنبش دانشجویی وتهدیدات مکررآنها،موج دستگیری هاراافزایش داده و نمونه های اعدام های روزهای جنگ درسطح شبکه های اجتماعی گزارش شده است.برفرازاین فضا،خانم هاوآقایان سلطنت طلب حتی نمی توانند "سرزمین سوخته"راهم تحویل بگیرند.باری مردم ما دراین هنگامه ناساز، روزگارپرتعب خودرا درنوروزی دیگرآغازکردند.باشد که سبزه وخرمی بهاربا پایان یافتن جنگ واعلان آتش بس، عرصه فعال مبارزه همه جانبه جنبش های اجتماعی رادرهیکل سازماندهی نظم پذیرخویش برای رهایی ازقید حاکمیت اسلامی و تسلط مردم برزندگی خویش برای آزادی و برابری و رهایی همه زندانیان سیاسی،باگشایش درب های زندان های سراسر کشورهموارسازد.
به جاست یاد آورگردیم که دروضعیت جنگ ضد انسانی امروز درایران ومنطقه، که با دخالتگری آشکارمشترک آمریکا و اسرائیل وسیاست های جنگ طلبانه حاکمیت اسلامی حادث شد واوج گرفت.آزادی زندانیان سیاسی،اصلی ترین خواست مردم ماست وهمه خانواده های زندانیان سیاسی وعقیدتی وجنبش عظیم دادخواهی و برابری طلبانه ایران نگران جان آنان است که هر آن در معرض اصابت پهباد ها و موشک ها و آسیب های شرایط جنگی هستند....
مردم ایران که ازیکسو با زندان وشلاق،اعدام وتبعید،فقرو گرانی و بی خانمانی و هولوکاست نظام اسلامی دست بگریبانند وازسوی دیگر دشمنی آمریکاواسراییل باتهاجم بمباران وموشک باران،حق زندگی وچای خوردن مردم ایران را هم زیادی می پندارند، باید فضای جنگ و بمباران را دید و دریافت یعنی چه و گرنه همهچیز در مقادیری دود و عدد خلاصه میشود. با اینهمه می توان ازسرزمین سوخته یاد کرد!
مجموعه خبرها درشرایط جنگی، نگرانی همه خانواده های زندانیان سیاسی را برانگیخته است وجا دارد که خواست آزادی فوری و بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی وعقیدتی رادرسطح جهان درهمبستگی با نیروهای مترقی جوامع میزبان فریاد بزنیم وآزادی همه زندانیان سیاسی را خواستارگردیم
به آنانی که برای جنگ و تهاجم خارجی به ایران هُورا میکشند ،باید بدانند ؛ جنگاوران متجاوز،سفیر دمکراسی و آزادی برای ایران نیستند!
کلیپی که ازکرمانشاه دریافت کردم، دلم را به درد آورد.مردمی که زیر فشارتورم،بیکاری وسرکوب کمرشان خم شده،حالا باید صدای کسانی را هم بشنوند که ازهزاران فرسخ فریاد میزنند:«بزن وتمامش کن!»
وهرکس که بگوید«نه به جنگ»،«نه به دخالت خارجی» بلافاصله با سیلی ازتوهین و اتهام روبهرو میشود. گویی مخالفت با بمباران ایران، به معنای حمایت ازجمهوری اسلامی است! ....
نتیجه و جان کلام:
آنانی که در تقابل با ما مخالفین دخالت خارجی ، برای جنگ هُورا می کشند، باید بدانند اگر به ایران فکر می کنند ، این جنگ هر روز ادامه پیدا کند، به ضرر مردم ماست یعنی بازنده اصلی مردم ایرانند، خشم ما از رژیم نباید به ادامه جنگ منتهی گردد. منطقی این خواهد بود تا ازپیشداوری درحق مردمی که زیرفشارجنگ له می شوند،خوب است به فریاد مردم زیرآتشفشان سیاست جنگ طلبان داخلی وخارجی نظرافکندوفریادمردم را بشنوندکه برخباثت نظام جنگ طلب وهرچه جنگ افروز، نفرت خود را برزبان میرانند وفریاد می زنند،باید هرچه زودتر این جنگ متوقف گردد:
نه به جنگ ، نه به مداخله خارجی!/ زنده باد آزادی و برابری!
در آتش جنگ جان زندانیان سیاسی و عقیدتی در خطر هر روزه است و هزاران هزار خانواده نگران وضعیت آنان اند.
در یادداشت پیشین ام آوردم:« جامعه ما با پایان جنگ های هشت ساله ایران وعراق، جنگی که برای رژیم اسلامی نعمت خوانده می شد. با قبول آتش بست، خمینی باسرکشیدن جام زهر،با دستخط بجا مانده ازاو، ما شاهد کشتارعظیم چندین هزارتن زندانی درتابستان ۶۷ درزندان های سراسرایران شاهد گشتیم.هزاران نفر در زندان ها اعدام گشتند و روانه خاوران های ایران شدند...»( ۱)
تهاجم جنایتکارانه مشترک نظامی آمریکا و اسرائیل به جغرافیای ایران با عنوان « مهار تهدید هسته ای »یا نوعی مداخله « بشر دوستانه»، همچنان ادامه دارد وطی یک هفته تجاوزات وحملات گسترده که با بمباران مناطق شهری، مدارس، بیمارستان ها، مراکرتجاری، ورزشگاهها،خانه وکاشانهی مردم، نابودی زیرساختهای حیاتی وتخریب مراکزاداری،نظامی وکشتارگستردهی غیر نظامیان ازخود به جا گذاشته است. ...
اقا رضا خندان ، مجددا روز سه شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴در چهارمین روزتهاجم مشترک ترامپ و نتانیاهو به ایران، با ابرازنگرانی ازعدم اجرای مصوبه آزادی موقت زندانیان در مناطق جنگی، درسطح رسانه های خبری با بیان هشدارهای پیشین خودوهمبندیهایش نوشت:«با وجود نامهنگاریها وتذکرات متعدد اینجانب رضا خندان و سایرهمبندیانم... از آزادی زندانیان اوین جلوگیری شد و فاجعه کشته شدن دهها تن از زندانیان، کارکنان خانوادهها و... رقم خورد.»او خطاب به رئیس قوه قضائیه تصریح کرد:« شما نیز بهعنوان مقامی که با نقض صریح قانون این فاجعه را رقم زدید مسئولیت این اقدام را برعهده گرفتید.»
درششمین روز تهاجم جنگ طلبان آمریکایی واسرائیلی به جغرافیای ایران،خبرهای نگران کننده ای ازوضعیت زندانیان سیاسی وجابجایی زندانیان وتهاجم به آنها،افکارعمومی جامعه ایران و ایرانیان خارج ازکشور را نگران کرده است . ....
سپاه بخشهایی اززندانیان سیاسی زندان اوین را به پایگاههای سپاه انتقال داده اند. بدون اینکه روشن گردد کدام بخش از زندانیان سیاسی و به کدام پایگاه انتقال داده اند.این خبرنگرانی جدّی در بین خانواده های زندانیان سیاسی-عقیدتی وکل جامعه آزادیخواهی ایران فراهم آورده است. چراکه امروزازسری برنامه های تهاجم امپریالیستی (آمریکا و متحدش اسرائیل)،موشک باران پایگاههاوقرارگاههای سپاه است وهمگان بدون اطلاع ازمحل اسقرارزندانیان سیاسی،به سهم خویش نگران این جابجایی اند .
درمقابل همه نگرانی های یاد شده بالا،ازپس جنبش های اجتماعی سال های اخیر وبرآمد های آن و خاصه موج وسیع دستگیری های دی ماه ۱۴۰۴شاهد بودیم امروزهزاران هزار زندانی سیاسی زن ومرد، جوان وسالخورده درزندان های سراسرایران هستند که جانشان درخطراست. خانوادهها ی زندانیان سیاسی وعقیدتی خاصه درمناطق جنگی،نگران عزیزان خودهستند.خواست آزادی بی قیدوشرط زندانیان سیاسی، خواست اصلی وهمگانی جامعه است.هرگونه پیش آمد خطرباری که متوجه زندانیان سیاسی-عقیدتی وعادی گردد، مسئولیت مستقیم جان زندانیان برعهده دستگاه قضائی است.
دی ماه ۱۴۰۴ امسال آوارعظیمی از کشتار و نفرت به جا مانده ازجنایت آفریده شده حاکمیت اسلامی در دل اعتراضات و تجمعات خیابانی درجای جای کشورنشانی از خود به جای گذاشت که در حیات تمامیت نظام در برابر چشمان مردم، ولع سبعیت با وجود قطع اینترنت و شبکههای ارتباط در درون کشور با خارج و بالعکس تا اینجای کحجم درهم تنیدهی جنایتی که برسنگفرشهای خیابانها و کوچه پس کوچههای شهرها نقش بسته، چنان تکانهی هولناکی را بر دل و جان آدمی وارد میآورد که کل جامعه درون و برون کشور، هرچند با سکوتی دشوار همراه بود، آنگاه که به خود آمد، صدایش به بیرون پرت شد و شاعر فروتن و آوازخوانمان "سیاووش میرزاده" بدین مناسبت با شعرش تو را به سالهای سیاه دههی سی میبرد آنجا که اخوان ثالث در سرودهی فراموش نشدنی "قاصدک"میگوید: "ابرهای همه عالم شب وُ روز در دلم میگریند..."*ار که ثبت شده، نشان از نمایش سرزمین سوختهایست که داغ آن به درون بیشمار خانهها راه یافته است.....
درنتیجه ی کشتارمعترضان ومردم بی دفاع دردی ماه ۱۴۰۴ آوار عظیمی به وسعت جغرافیای کشورمان برجامعه فروریخته اند، برابر این ترومای جمعی،ما ازپا نیافتادگان امروز، به جای داد و فریاد و شعارهای سیاسی بی حاصل واغلب کم بها، باید بتوانیم درخانهها را به صدا درآورده و به جای حرافی و ادعای میدانداری، با تمام توان و به هر شیوه و شکلی که میتوانیم، این لحظههای اضطراب و شُوک کشندهی حادث شده بر هممیهنانمان را در حد توانمان التیام بخشیم. ....
کلام آخر:درخیزش نان واحیای کرامت انسانی، دربرابر رویداد تلخ دی ماه۱۴۰۴کشورمان،ما خود رااز راه دورو تبعیدی ناخواسته در کنار خانواده های داغداروهمدرد باایستادگی انان برای وامخواهی جنبش دادخواهی می یابیم، در برابر موج وسیع بازداشت شدگان دی ماه ۱۴۰۴ و گسیل آنها به زندان های پُرشمارایران، همچنین خود را درکنار خانواده های بازداشت شدگان وفریاد رسای یکایک زندانیان سیاسی زیرشکنجه وبازجویی ومنتظراحکام سخت درسراسرجهان هم آوا می دانیم . برای مبارزه به کلیت نظام اسلامی،خود را وامدار همه زندانیان سیاسی با هر گرایش ومنظرفکری،با فریادآزادی «زندانی سیاسی،بی قید وشرط آزادبایدگردد»،«ترور،شکنجه واعدام،ملغی بایدگردد»،«نه به جنک،نه به تجاوز خارجی» درامراستمرار مبارزه بدل خواهیم نمود...
باید بدانیم که جامعه ما، نیازمند این است که ازشوک این قتلعام جمعی وسیاست ارعاب سراسری "میهنِ گربهسان"مان، بیرون آید و باید به هر روش وبا هرتوان به یاری وهمدردی هم برخیزیم که لاجرم دیریا زود این جامعه بازمیباید،تاسلاح خود را برای تکانههای بعدی اجتماعی صیقل دهد!
مردم ایران ازآغازخیزش اعتراضی هشتم دی ماه ۱۴۰۴همواره با آهنگ و سرعت مطلوب ومنطقی پیشروی می کردند؛به فاصله کوتاهی اعتراضات درنزدیک به ۲۰۰ شهرو در۳۱ استان، گسترش یافته بود.فرمان مداخله از خارج کشورنقشه راه راعوض کرد وسرکوب همه جانبه ترآغازگردید. دامنه اعتراضات باقطع اینترنت وتعطیلی شبکه های اجتماعی خبررسان کشور، دایره اطلاع رسانی به افکارعمومی جامعه وجهان به صفر رسید. ...
حمله نظامی محدود ویا "نقطه زنی"پیشنهادشده خانم شیرین عبادی و شرکا، نه تنهاراه نجات مردم مابلکه ضربه سنگین به مبارزه مستقل ضد دیکتاتوری آنان است و چنانچه حادث شود،می تواند منطقه را بسوی بی ثباتی گسترده ترسوق دهند. تاکید می کنم سناریوی حمله ی نظامی گسترده تر، پیامد های دارد که هیچکس قادربه کنترل آن نیست. این موج بی ثباتی عمیق از شکل گیری دیکتاتوری نظامی جدید تا خطر تجزیه ایران یا تبدیل شدن آن به میدان رقابت قدرت های جهان و آزمایش سلاح های آنان، این همه مسیر آینده ای امن تر برای مردمان ایران و زیرساخت های جامعه ما نمی سازد .
باری آزادی نه بامداخله خارجی وتحمیل جنگ اربابان امپریالیستی و موشک ها و پهبادهای گسیل شده اسرائیل و ناوهای اقیانوس پیمای آمریکا، بدست نمی آید، بلکه تنها و تنها با اراده مردمان جامعه ما متحقق خواهد شد.
موج جدید اعتراض و تظاهرات بازاریان تهران در یکشنبه ۷ دیماه ۱۴۰۴، به افزایش تقریباً روزانهی قیمتها و عبور دلار از مرز یکصد و چهل (۱۴۰) هزار تومان، خشم و نگرانی شدیدی نسبت به گذران زندگی و آیندهی آنان در میان مردم مطالبهگر فراهم آورده است. این اعتراض از بازار تهران، حول گستردگی فقر ساختاری، غارت سازمانیافته، سرکوب سیستماتیک، اعدامهای گسترده، تبعیض جنسیتی و ملی، و نابودی سازمانیافتهی کرامت انسانی و غیره شکل گرفت. .....
نباید اجازه داد که سایبریهای حکومتی، برای تفرقهاندازی با سردادن شعارهای دهانپرکن و انحرافی در صفوف مبارزه مشترک مردم، با ساختن کلیپهای صداسازیشده رخنه کنند و صف این مبارزهی عدالتجویانه را منحرف سازند. ....
پیکار برای نان، اگر به پیکار برای آزادی گره نخورد، ناتمام میماند؛ و پیکار برای آزادی، بدون عدالت اجتماعی، بیریشه خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان، با همدلی، همدردی و همبستگی گسترده باید این دو پیکار را متحداً به پیش برد و همچنان پرچم حمایت گسترده در همصدایی با مبارزات انقلابی مردم ایران و جنبشهای اجتماعی را برافراشته نگاه داشت.
تضاد بین کار و سرمایه در هر جامعه کارگری، هر نیروی کار و کارگری را وامیدارد که پیش از ورود به بازار کار و آغاز فعالیت رسمی، ابتدا با انواع قرارداد کار آشنا شده، شرایط هرکدام را بشناسد و سپس با توجه به نکات قانونی مرتبط با آنها، نوعیت قرارداد کاری خود را امضا کند. چرا که قرارداد کار، صرفاً یک کاغذ اداری نیست، بلکه تعیینکنندهی امنیت شغلی، معیشت و حتی آیندهی زندگی کارگر است. ...
حاصل کلام آنکه؛ در برابر این وضعیت، راهکارها روشناند:
تقویت نظارت بر قراردادهای کاری، اصلاح قانون کار، محدود کردن قراردادهای موقت، الزام به تبدیل آنها به قرارداد دائم پس از مدت مشخص، تشویق کارفرمایان به استخدام پایدار، و مهمتر از همه، افزایش آگاهی کارگران از حقوق قانونی خود.
به بهانه خودکشی دو پرستار در کرمانشاه
«میلاد مروتی» ۲۵ ساله، پرستار اورژانس بیمارستان «امام خمینی» کرمانشاه و «شیدا ارزانی»، پرستار بیمارستان «امام رضا» از مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، به فاصله دو روز در آذرماه، به دلیل آنچه «فرسودگی شغلی» عنوان شده، از طریق خودکشی به زندگی خود پایان دادند. میلاد مروتی در آخرین پست اینستاگرامی خود نوشته بود: «خواستم اندوه را به پایان برسانم، نتوانستم… خود را به پایان رسانم». همچنین شیدا ارزانی روز یکشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۴ جان خود را گرفت....
راه نجات، نه از بالا و نه با اصلاحات نمایشی، بلکه در همبستگی آگاهانه و اتحاد عمل مستقل کادر درمان نهفته است. پرستاران، پزشکان و رزیدنتها تنها با اتکا به نیروی جمعی خود، با پیوند فعال با دیگر جنبشهای اجتماعی عدالتخواه و استفاده از ابزارهای واقعی مانند تجمع، اعتراض سازمانیافته و اعتصاب سراسری میتوانند معادله ناعادلانه قدرت در نظام سلامت را تغییر دهند.
تجمع بیش از پنج هزار نفر از کارگران زحمتکش و شریف پیمانکاری پارس جنوبی، بههمراه خانوادههایشان و از بخشهای مختلف پالایشگاههای نفت، پس از ۱۸ هفته پیگیری بیوقفهی کارگران مجتمعها و پالایشگاههای پیمانکاری پارس جنوبی در عسلویه، روز سهشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۴ با برگزاری راهپیمایی اعتراضی شکل گرفت؛ آن هم در شرایطی که نیروهای امنیتی تلاشهای گستردهای برای ممانعت از این حرکت اعتراضی بهکار بستند....
تجمع پنجهزار نفرهی کارگران پارس جنوبی نمونهای بارز از سازماندهی شبکهای کارگری است؛ شکلی از بسیج و اقدام جمعی که در غیاب اتحادیههای رسمی، از طریق شبکههای غیررسمی، پیامرسانها، حلقههای ارتباطی روزمره و همبستگی کارگران شکل گرفته و به کنشی خیابانی و ملموس انجامیده است.
تجمع پنجهزارنفری پارس جنوبی، فقط یک اعتراض نبود؛نشانهای بود از بلوغ تجربهی مبارزاتی طبقهی کارگر ایران. نشانهای از اینکه در غیاب تشکلهای رسمی، کارگران راه خود را پیدا میکنند. این تجربه، نه تصادفی است و نه تکرارنشدنی. پارس جنوبی نشان داد که طبقهی کارگر ایران در غیاب تشکلهای رسمی، راههای خود را برای همبستگی و مقاومت پیدا کرده است. این صدا خاموششدنی نیست. بیتردید، پارس جنوبی یکی از ایستگاههای مهم این مسیر است.
این حرکت اعتراضی، نمادی روشن از آگاهی، همبستگی و ارادهی راسخ طبقهی کارگر ایران برای دستیابی به حقوق پایمالشدهی خود و همطبقهایهایشان است؛ ارادهای که نشان میدهد مطالبات بدیهی و قانونی کارگران، همچنان زنده و پیگیرانه درمیدان حضوردارد. این یادداشت را بعدتر نیز دنبال خواهم کرد .
هفتاد و دو (۷۲) سال پیش، چهارماه بعد از کودتای ۲۸ مرداد، در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲، در روزی که نیکسون برای اطمینان از تحکیم روابط بعد از کودتا وارد ایران میشد، دانشجویان در دانشگاه تهران در اعتراض به نقش سیا و ام.آی.۶ در سرنگونی دولت دمکراتیک مصدق، به پا خاستند و با شعار «اتحاد، مبارزه، پیروزی» در برابر قوای سرکوب ایستادند. از آن روز تا به امروز، ۱۶ آذر، روز مبارزه با استبداد سلطنتی و امپریالیسم و دیکتاتوری مذهبی نام گرفت و دانشجویان این روز را تجلّی اراده این مبارزه میشناسند....
۱۶ آذر برای ما یک مراسم سالانه نیست؛ یک تعهد است: تعهد به اینکه ظلم را عادی نکنیم، سرکوب را فراموش نکنیم، و در برابر هر شکل از دخالت خارجی و استبداد داخلی بایستیم.
باری، جنبش دانشجویی در سراسر دانشگاههای کشور به نماد آزادیخواهی در برابر نظام (شاه و شیخ) بدل به سنبل جنبش آزادیجویی، سنگر مبارزه برای دستیابی به برابریطلبی و دمکراسیخواهی و جنبش دادخواهی، از دیرباز تا به امروز هستند و در این مبارزه تاریخساز از پای نمینشینند.
پیرو اعلامیهی کانال رسمی فرهنگیان، میانگین خط فقر به ۵۵ میلیون تومان رسید! برآوردهای آبانماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که خط فقر خانوار چهار نفره در کلانشهرهای ایران بیش از ۸۰ میلیون تومان و در شهرهای کوچک بین ۴۰ تا ۴۵ میلیون تومان است. با توجه به توزیع جمعیت، میانگین خط فقر در سطح کشور حدود ۵۵ میلیون تومان محاسبه میشود؛ عددی که هماکنون بهعنوان معیار "میانگین ملی خط فقر" شناخته میشود.
همهی این رخدادهای ناهمگون و غمانگیز زمانی رخ میدهد که خامنهای و فرزندانش، روحانیت و همهی دستاندرکاران حکومتی در ناز و نعمت زندگی میکنند و انگلزادههایشان در بهترین ایالتهای آمریکا و اروپا زندگی لاکچری دارند. به سادهترین نشانه باید گفت: انفجار دوبارهی تورم خوراکیها، آبانماه را داغتر از همیشه و در آذرماه بیداد خواهد کرد!.....
باید با صراحت اعلان داشت: مادامیکه بازنشستگان در سازمان واحد و سراسری خویش متشکل نگردند و سازمان نیابند و به شکل پراکنده به میدان آیند، "سازمان تأمین اجتماعی" که نه نمایندهی کارگراناند و نه نمایندهی بازنشستگان و در عمل به دلیل انتصابی بودن مدیریت، بیشتر بازوی مالی فسادپرور دولت است تا نهاد حافظ حقوق بینالنسلی بیمهشدگان؛ و نه "سازمان آتیهسازان حافظ" که یک شرکت وابسته به دولت، فاقد نظارت مؤثر و خارج از رقابت واقعی است؛ طبیعتاً منافع خود را مقدم بر امنیت درمانی بازنشستگان میگذارد.
باید گفت: هر دوی این تشکیلات در ساختار فعلی حافظ منافع اعضای خود یعنی بازنشستگان نبوده و نیستند. این دو ساختار یعنی هم صندوق اصلی و هم پیمانکار تکمیلی، باید به دولت و افکار عمومی پاسخ دهند. از اینرو نتیجهی وضعیت کنونی روشن است: بازنشسته هزینه میدهد ولی خدمات نمیگیرد! و در این میان هیچ نهادی پاسخگو نیست؛ هر دو بیشتر منطق مالی بیرونی خود را دنبال میکنند و منافع درمانی و زیستی میلیونها تن از بازنشستگان سراسر کشور ایران را مد نظر خود نداشته و ندارند!
در ایران امروز، فقر دیگر یک واژه نیست؛ یک واقعیت روزمره است. مثل هوای مسموم، همهجا حضور دارد و نفسها را میگیرد. نشانههای فقر در سراسر جامعه ایران آنحد فاجعهبار است که تکرار آن نامکرر است، بلکه بسان زخم کهنهای است که هر روز عمیقتر میشود. در مملکت ایران، در لحظه حاضر، پیروزی و موفقیتی برای آحاد مردم در کار نیست. ....
نتیجه آنکه : امروز همه میدانند بحران از کجاست و چراست.
همه میدانند چه سیاستهایی این مردم را به این وضعیت رسانده است.
اما سؤال تعیینکننده این است: جامعهای که متشکل نیست، سازمان ندارد، و صدای واحدی ندارد.چه زمانی آن نیروی خاموش شده،آن جمعیت میلیونیِ زیر فشار فقر،اراده خواهند کرد که این نظم فقرساز را متوقف کنند؟
درایران امروز خطر فلاکت عمومی تقدیر نیست؛ سیاست است.
تا زمانی که مردم برای پایان آن به صحنه نیایند، متشکل نشوند و خود را سازمان ندهند .این چرخهی فرساینده ادامه خواهد داشت. بنابراین لازم است متشکل شویم . خود را در تشکل های محیط زندگی - کار و در صحنه نمایش خیابانی، سازمان مستقل خود را فراهم آوریم و به مبارزه متشکل و پیوسته خود برای از بین بردن این همه بنیاد های فساد آفرین در عمل اجتماعی به خدمت گیریم
اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران یا آبان خونین، مجموعهٔ اعتراضات مردمی و ضد حکومتی در سراسر ایران بود که در نیمهشب ۲۴ آبان ۱۳۹۸ شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران، بدون اطلاعرسانی قبلی اعلام کرد که سهمیهبندی بنزین دوباره آغاز شده است. پس از انجام مجدد سهمیهبندی بنزین در ایران و افزایش ۲۰۰ درصدی قیمت بنزین اعتراضاتی را در پی داشت. این اعتراضات که عمدتاً در محلات کارگری و فقیرنشین شهری متمرکز و در ابتدا مسالمتآمیز بود، در واکنش به افزایش قیمت بنزین آغاز شد ولی سپس نظام ایران و رهبران روحانی آن را هدف گرفت. براساس گزارش نهادهای امنیتی ایران، ۲۹ استان و صدها شهردستخوش ناآرامیهای پس از افزایش قیمت بنزین بودند....
چنانکه این نیروی عظیم اجتماعی کف خیابان که اکنون پراکندهاند با روشنفکران و فعالان اجتماعی پایبند به دموکراسی و آزادی در داخل کشور که منفرد ماندهاند، پیوند یابند، میتوانند راه حلی برای اعمال فشار جدی بر حاکمیت و عقب نشینی آن بیایند.
این راه حل میتواند از درون تأسیس یک نهاد سیاسی یا سازمانی مستقل فراگیر که قدرت سازماندهی و پیوند با بدنهی اجتماعی را از طریق نیروی اعتراضات صنفی روزانه و فراگیر در مییابد تشکیل گردد...
نباید تردید داشت که دمکراسی موهبتی الهی نیست که طی یک روز آفتابی آن را برسینی بگذارند و برما هدیه کنند بلکه امری زمینی ودست یافتنی است و برای وصول وتحقق آن باید با دشمنان آزادی و دمکراسی جنگید وبه این جنگ باورداشت!
دستگیری موج وسیع مترجمین، نویسندگان، ناشرین- اقتصاد دانان و نیروهای چپ عدالتخواه و تحول طلب، خاموش کردن چندین باره صدای چپ و وجدان بیدار عدالت خواهی، نشانه وحشت نظام از گسترش صدای اعتراض جنبش تحول طلب در کف جامعه است . دزدیدن چپ و به زندان کشاندنن یکایک آنان محکوم است!
دیگر بار به مانند دهه شصت(۶۰) مشخصا به پیگرد روشنفکران جامعهگرا و تحول طلب روی آوردهاند، روشنفکرانی که در اندیشه جامعه هستند و زحمتکشان و ارتقاء سطح زندگی زحمتکشان کشور،همه عرصه های فعالیت های اجتماعی کشور را در کانون فکر و فعالیت خود قرار دادهاند....
این رویداد تازه ای نیست؛ سرکوب، سانسور، زندان و حذف فیزیکی و اجتماعی دگراندیشان هم در نظام سلطنتی توسط ساواک و هم از نخستین روزهای استقرار جمهوری اسلامی بخشی بنیادی از منطق حکمرانی آن بوده است. اما آنچه اکنون در جریان است، موجی تصادفی یا تاکتیکی نیست؛ بلکه مرحلهای تازه در استراتژی بقای نظام است: تشدید سرکوب آگاهانه و هدفمند برای فلجکردن نطفههای سازمانیابی اجتماعی، جلوگیری از پیوند میان جنبشهای کارگری، دانشجویی و زنان، مبارزان ملیت های گوناگون ساکن ایران و ایجاد فضای رعب پیش از آنکه بحرانهای اقتصادی و سیاسی به انفجار برسند.
روز هفدهم اکتبر برابر (جمعه ۲۵ مهرماه) روز جهانی ریشهکنی فقر بود.
بر اساس اعلام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دولت قبل، ۳۰ درصد از افراد جامعه، یعنی حدود ۲۵ میلیون نفر از مردم ایران، در فقر زندگی میکنند. این یعنی نمایش عمومی مرگ جامعه بر اثر نداشتن و گسترش فقر، بیخانمانی و فلاکت تودهی بیچیزان کشور....
دولت چهاردهم خود را «دولت بیصدایان» نامید، اما در عمل، صدای صاحبان زر و زور و تزویر از همیشه بلندتر است و دولت نیز بهجای بیصدایان، حامی صاحبان صدا شده است....
*امروز فقر در ایران، نه از کمبود منابع، بلکه از "غارت سازمانیافته" برمیخیزد. هر مدیر فاسد و هر آقازادهی تازهبهدورانرسیده با زندگی اشرافی خود، سهمی از نان مردم را ربوده است. *جمهوری اسلامی در ظاهر با فقر میجنگد، اما در واقع آن را بازتولید میکند. اقتصادی که بر پایهی رانت و انحصار بنا شده باشد، ثروت را از پایین به بالا میمکد و نابرابری را در لباس دین بازتولید مینماید. *نظامی که روزی از «کوخنشینان» در برابر «کاخنشینان» دفاع میکرد، امروز خود در برجهای بلند و زیر چلچراغهای میلیارد دلاری جا خوش کرده است. *دشمن، دیگر بیرون از مرزها نیست؛ دشمن در خانه است، پشت میزهای قدرت. در جامعهای که مردم گرسنهاند، شعارهای اخلاقی و سخن گفتن از دین و ایمان اعتباری ندارد.
درسالهای اخیر، وضعیت صندوقهای بازنشستگی، بهویژه صندوق ذخیرهی فرهنگیان و عملکرد سازمان تامین اجتماعی، توجه بسیاری از پژوهشگران، فعالان اجتماعی و اعضای این صندوقها را بهخود جلب کرده است. اهمیت این موضوع نهتنها در ابعاد نظری، بلکه در حیطهی عملی نیز ملموس است، زیرا پیامدهای بحرانآفرین آن، پایداری مالی بازنشستگان و اعتماد بیننسلی را بهگونهای مستقیم و چشمگیر تحت تاثیر قرار میدهد. بحران صندوقهای بازنشستگی، ناشی از کسری منابع، مدیریت ناکارآمد، ضعف شفافیت و فقدان نظارت دقیق است و این امر باعث کاهش اعتماد عمومی و ایجاد نگرانی بینالنسلی شده است. این مقاله میکوشد تحلیلی جامع از بحران صندوقهای بازنشستگی ارائه دهد، صندوقهایی که اساساً برای تضمین امنیت دوران سالمندی کارگران، معلمان و سایر مزدبگیران تاسیس شدند، اما امروز خود به کانون بیاعتمادی و ناکارآمدی تبدیل شدهاند.
آنچه دراین دفترجا گرفته برآمده ازجمع آوری اخبار کارگری و مجموعه فعل و انفعالات مربوط به جنبش مطالباتی ایران است که در برآمد روزانه خبرها گرد آوری شده و در روزشمارکارگری آبان ماه ۱۴۰۲ طی سی روز ثبت شده است .
این مجموعه ۳۴۴ صفحهای، حاوی خبرهای روزانه از جای جای کشور است که صد البته همهی اخبار و فراز و فرودهای جنبش اعتراضی و مطالباتی درون کشور نیست، بلکه تنها آن مجموعهای است که توانستم جمع نمایم و در روز شمار کارگری این ماه جا دهم. این مجموعه ۷۱۰ عنوان خبری را با بعضی تصاویر مربوطه پوشش میدهد.
اخبارثبت شدهی یک ماههی آبان در برگیرندهی تحرکات خیابانی و اعتصابات و تجمعات متعدد دربخش صنعتی شامل صنایع نفت و گاز، پتروشیمی، فولاد، معدن و همچنین دو بخش خدماتی شامل حملونقل و پرستاران و معلمان و معلولان وسطوح گوناگون بازنشستگان تأمین اجتماعی- فرهنگیان و بازنشستگان کشوری و لشکری و کارگران کشاورزی وهمچنین موج دستگیری ها و تنگ شدن عرصه آزادی ها در جامعه ایران است .
*- افزایش چشمگیر اعتصابات کارگری: در طی حدود یک هفته اخیر، علاوه بر اعتصاب بزرگ و یکپارچه کارگران ذوب آهن اصفهان، کارگران تا امروز دوم آذر ماه، در بیش از ۱۲ کارخانه و مرکز صنعتی و تولیدی دیگر نیز دست به اعتصاب زده اند: ۱ – اعتصاب کارگران ذوب آهن اصفهان ۲ - اعتصاب کارگران مجتمع آلومینیوم جنوب ۳ - اعتصاب کارگران بهمن دیزل قزوین ۴ - اعتصاب کارگران پتروشیمی مسجد سلیمان ۵ - اعتصاب کارگران بهمن موتور ۶¬- اعتصاب کارگران آب معدنی داماش ۷ - اعتصاب کارگران پارس آمپول ساوه ۸ - اعتصاب کارگران پالایشگاه یازدهم (فاز۱۳ ) مجتمع گاز پارس جنوبی ۹ - اعتصاب کارگران شرکت برونز، زیر مجموعه ایران خودرو ۱۰ - اعتصاب کارگران داروگر تهران ۱۱ – اعتصاب کارگران شرکت کروز ۱۲ – اعتصاب کارگران سیتی سنتر اصفهان ۱۳ - اعتصاب کارگران و کارکنان آتش نشانی مشهد ۱۴ - اعتصاب و اعتراض رانندگان و کارگران باربری های نسیم شهر ۱۵ - اعتصاب کارگران شرکت تولیدی صنعتی مرتب ۱۶ – اعتصاب کارگران ایران تایر زنده باد اعتصابات اقتصادی و سیاسی کارگری چهار شنبه دوم آذر ۱۴۰۱
برای مبارزه خیابانها باید در اختیار و اشغال مردم مطالبهگر باشد. مکان مبارزه و انتشار آگاهی خیابان است و این را هم نیروهای متشکل و صنفی و هم تودههای جان به لب رسیده آزموده و آموختهاند. حاکمیت هم با انواع شگردهای بیشرمانه سعی در کنترل حضور و اعتراضات خیابانی مردم داد. از بازنگری در قوانین استفاده از سلاح گرفته تا بازداشتها گسترده به بهانهی تجمعات غیر قانونی از معترضین در خیابانها.
آینده را هم همین وزنکشی خیابانی مردم و حکومت سرکوبگر در کف خیابان ها مشخص خواهد کرد. وقتی خیابان در اختیارواشغال مردم مطالبهگرباشد،جایی برای حکومت باقی نخواهد ماند.دراین نبرد نا برابر:
یا ما سرخصم را بگوبیم به سنگ / یا او سر ما به دار سازد آونگ !
مجله روز شمار کارگری شماره دو / در برگیرنده روز شماره دو هفته از چهارشنبه۳۱فروردین تا پنجشنبه۱۵اردیبهشت۱۴۰۱برابرپنجشنبه۵ مه ۲۰۲۲ شما می توانید از این آرشیو برای بهره گیری از فرایند مبارزات زنان - معلمان - دانشجویان - کارگران واحد های گوناگون با خبر گردید و لینک این سایت را در اختیار دیگر علاقه مندان به جنبش کارگری ایران و دیگر دوستان خود انتقال دهید ... با احترام / امیرجواهری لنگرودی
اینان هراس شان زیگانگی ماست، باید یکی شویم!
باید برای کارکرد عملی آن دست به اقدام زد و با تقویت همگراییهای گسترده دست به کار شد. مبارزات جاری در پیگرد تحرکات میدانی و خیابانی، زمینۀ مناسبی برای تحقق سازمانیابی لازم و ضروری است. واقعیت این است که توده عظیم مزد و حقوق بیگران در شرایط کنونی با مشکل پراکندگی مواجه اند و این مسئله خود هشداری است که علیرغم ادامه کاری و ازخودگذشتگی و مبارزه مستمر و روزانه و علیرغم اعلام همبستگی و همدلی آشکار و واقعی میان فعالان جنبشهای اجتماعی، بدون یک همکاری جدی و سازمانیافته و سراسری در میان تمامی کارگران و زحمتکشان، قادر به مقابله با سیاستهای ضدکارگری حاکمیت سرمایه داری و تغییر شرایط موجود نخواهیم بود. باید تنها با برجسته کردن توقف نیروهای سرکوب ، احضارها - بازداشت و زندان کشاندن ها و اخراج ها و بیکارسازی و حتی تبعید ، همه موانع را در این وجوه دید یا گفت و گیرهای دیگری نیز در این موانع تراشی عمل می کنند ؛ جای دارد که همه این موانع بدون کمترین چشم پوشی به عینه درسطح جنبش بازتاب یابد تا الزامی برای تقویت همگرایی ها درسطح جنبش مطالباتی سال پیشروی در اول ماه مه امسال ۱۴۰۱ بیش از پیش تجلی پرشکوه خود را به نمایش گذارد .
چه نیک گفته است، ابوالقاسم لاهوتی:
بهر آزاد شدن ، در همۀ روی زمین
از چنین ظلم و شقا
چارۀ رنجبران، وحدت و تشکیلات است
حکومت جمهوری اسلامی، احضارروزانه، بازداشت و زندان فعالان کارگری و اجتماعی را دردستورکارخود دارد. هم صف شدن زندان سیاسی ازفعالانی مانند:
اسماعیل عبدی، اسماعیل گرامی، سپیده قلیان، آتنا دائمی، زینب جلالیان، نسرین ستوده، کیومرث سلوکی، عثمان اسماعیلی و محمود صالحی و بیشمارانی دیگر که نام شریفشان، فهرست بلند بالایی خواهد بود، نشانهی امنیتی کردن جامعه در دوران انتصابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ است.
درجامعهی ما چند رخداد بزرگ اجتماعی وسراسری درجنبش ضد استبدادی ۸۸ و جنبش عظیم تودهای دی ۹۶ وتحرک بزرگ مردم درآبان ۹۸ مشروعیت و قدرقدرتی نظام را به چالش کشید، اصطلاحاً شاخ نظام را شکست؛ به دیگرسخن، آنگاه که مردم درخیابانها فریاد کشیدند: «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» نظام دریافت که مردم درصدد این هستند که راه پیشروی آنان را تنگ و تنگتر کنند. این شد که حاکمیت نیز، شمشیرازنیام برکشید وبه قتل، احضار، زندان و تبعید فرزندان مردم و سرکوب گستردهی جنبشهای مطالبهگر درسطح جامعه برآمد.
رخداد مرگ دوکارگرجوان معدن کار،درمعدن طزره دامغان ازسلسله معادن چهارگانه البرزشرقی، انگاری همه موجودیت موفقیت آمیزاول ماه مه ، یازده اردیبهشت سال ١۴٠٠ را سیاه وکدرنمود.
در ابتدای این یادداشت ، این پرسش اساسی مطرح است : چه عاملی مرگ دو کارگر معدن طزره را در روز تعطیلی اول ماه مه در شرایط جامعه ایران معنی می بخشد ؟
پاسخ اینستکه چرا باید کارگر در روز تعطیلی اول ماه مه، روزهمبستگی بین المللی طبقه کارگر، برسرکارباشند تا جان بسپارند وخانواده و جامعه ای را داغ دارخود سازند؟
تقریبا روزی نیست که صدای زحمتکشان دیروز و معترضان امروز یعنی بازنشستگان سر فراز را در این جا و آن جای جغرافیای اعتراض ایران نشنویم . سیمای آتش زنه بازنشستگان نه فقط دربازنشستگان تامین اجتماعی - نیروی لشکری و کشوری بلکه بازنشستگان کارگری- فرهنگی- فولادی- معدنی وبازنشستگان سخت وزیان آور متجلی است . این نیروها گاها توامان و و گایه بشکل مشخص این جا وآنجا کف خیابان را نه تنها درکلان شهرتهران و یا درسطح استان های آذریایجان - اصفهان - مشهد - شیراز - کرمانشاه - کرمان - اهواز - بلکه درکرج - قم - قزوین - اراک - یزد - رشت - ایلام - خرم آباد - بجنورد- شوش دانیال و هفت تپه - کاشمر - نیشابور- بهشهر مازنداران - نوشهر - شوشتر- اندیمشک - زنجان - دزفول و.... به پیکاربی امان خود درسرما وگرما، برف وباران به نمایش درمی آورند!.
دفتر اعتراضات سال ۱۴۰۰ در پایان سال گذشته با کشاکش جرقههای اعتراضی و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زن و مرد در حمایت از اسماعیل عبدی، معلم زندانی، درون زندانها و در نقاط مختلف کشور گشوده شد و با آغاز تعطیلی نوروزی، در روزهای تعطیل، اعتصاب کارگران هفت تپه در شوش و اعتراضات فرهنگیان،بازنشستگان و ضربآهنگ فرارویی به اعتراضات و اعتصاب گستردهی سراسری در اول ماه مه ۱۴۰۰ را در ادامهی «اعتصاب نوروزی آغاز قرن» درون زندانها تشدید کرده است!
سال ۱۴۰۰ را هم «حضرت آقا» با شعار «تولید، پشتیبانیها و مانعزداییها» نامگذاری کرد.
این همه آوازها از «حضرت» است!
چند سالی است که خامنهای با نامگذاری نوروزی هر سال به زعم خود، خط فعالیت و اهداف آن سال را مشخص میکند؛ بهعنوان مثال سال ۱۳۹۶ با شعار: «اقتصاد مقاومتی ، تولید و اشتغال» و سال بعدتر ۱۳۹۷ را با عنوان سال «حمایت از کالای ایرانی» خواند. سال ۱۳۹۸ را نیز سال «رونق اقتصادی» معرفی کرد و سال ۱۳۹۹ را نیز سال «جهش تولید».
اگر از آسمان سنگ شرر و فتنه ببارد، این عجوزکان از قرون و اعصار رها شده، همان مینمایند که هرسال در نوترین روز سال بر منجنیق فتنه میبارند و مشت بر سندان میکوبند تا لاطائلاتی را به نام پیام نوروزی با نامگذاری مهریهی بهبود اقتصادی تحویل مردم دهند و دیگرهیچ.
در مجلهی روزشمار کارگری دوهفتهای پیشروی، افزون بر هفده (۱۷) خبر از فعالیتهای گروهبندیهای گوناگون معلمان، عمدتاً آموزشیاران نهضت سوادآموزی را در کنار دیگر گروههای معلمان مانند: مربیان پیش دبستانی، معلمان نیروهای رسمی، نیروهای غیر رسمی، نیروهای موظف، نیروهای غیر موظف، معلمان حقالتدریس، معلمان خرید خدمت، معلمان شاغلِ حق التدریس، حقالتدریس آزاد، سرباز معلمان، مدرسین طرح امین، مدرسین قرآن، معلمان باز نشستهی حقالتدریس و... را میتوانید بخوانید. این همه عنوان و دستهبندی کردن معلمان، ناشی از کمبود شدید معلم و ترس از خالی ماندن کلاسهای درس، خاصه در دورهی همهگیری ویروس کُووید ۱۹ است.
در حالی که کمتر از ۵۰ روز تا آغاز سال ۱۴۰۰ باقی مانده است، قلب لایههای گوناگون اردوی میلیونی کارگران دربارهی تعیین نرخ دستمزد برای سال پیشرو، همچنان پُرتپش میزند. عقب ماندگی حقوقهای عقب افتاده از یک سو و مشکلات زندگی و دوران طاقت فرسای کرونایی و بیکاری میلیونی، فروریزی نظام تولید و بحران اقتصادی حاکم برجامعه، از سوی دیگر باعث شده تا این نگرانی هر روز بیشتر از روز گذشته دهن باز کند....
امروز و در دل مرگ آفرینی ویروس کووید ۱۹ در سراسر کشور، بی سیاستی حاکمیت و اعمال سیاستهای نابخردانهی شخص اول نظام، در مقابل واکسنه کردن جامعه ما شاهد تکانههای وسیع و گستردهی اعتراضات سریالی در جای جای کشور طی هفتههای اخیرهستیم.
ازجمله: تحرکات سریالی پرستاران و کارکنان بیمارستانها، دوشنبههای کشاورزان اصفهانی، تحرکات سریالی کارگران شهرداریها در برابر پیمانکاران، اعتراضات سریالی کارگران سهام عدالت کشور، اعتصاب کارگران پتروشیمی سنندج، اعتراضات سریالی کارگران راه آهن، اعتراضات سریالی کامیونداران در جای جای کشور، اعتراضات روستائیان به حقابه، تحرکات دور تازه کارگران هپکو، از رمق نیافتادن حرکات کارگران نیشکرهفت تپه، تحرکات سریالی کارگران پالایشگاهها و آغاز حرکات کارگران و کارکنان نفتگر... مجموعهی این اعتراضات رو به گسترش نشانگر آناست که نیروهای مطالبهگر دریافتهاند که: «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و تداوم اعتراضات در خیابان اسن که پاسخگوی حق آنان در دوران سخت کروناییست.
روزشمار کارگری هفته طی هفته های گذشته تا به امروز تمامی تحرکات بازنشستگان را بازتاب داده است. گروههایی از بازنشستگان مطالبه گر با همه مشکلات جسمی و کبّرسن، در شرایط کرونایی تا به امروز در بیش از بیست شهر به خیابان آمده اند و بر مطالبات خود تاکید کرده اند و با طرح شعارهایی نظیر «فقط کف خیابان / به دست میاد حق مان!» صراحت داده اند که اعتراضات سریالی را همچنان تا رسیدن به مطالبات شان ادامه خواهند داد. درست به همین دلیل است که برابر برخی گزارش ها، برخوردهای امنیتی و تهدیدات و تلاش های عوامل وابسته به این نیروها برای ایجاد تفرقه در میان بازنشستگان بیشتر شده است.
هم سرکوبگران، هم بازنشستگان و هم سایر گروههای هم سرنوشت با بازنشستگان تامین اجتماعی، از ظرفیت هایی که مطالبه گری سریالی و فرصت های همگرایی ایجاد می کند، شناخت کافی دارند.
پرستاری به عنوان یکی از دشوارترین شغلها، بعد از کرونا سختتر هم شده است. پرستاران بمثابه کادر درمان در صف اول مقابله با ویروس کرونا قرار دارند.
تصاویر بالا از دل تصاویر اخبار روز شمار کارگری هفته و خبرهای مربوط به پرستاران، ترافیک خبری ویژهای از این نیروی سخت کوش جامعه ما در دوران سخت و پُرتعب کرونایی را نشان میدهد.
برپایهی گزارشات مندرج در روز شمار هفته، در دورهی اخیر پرستاران به اشکال گوناگونی مانند: تجمع در محیط کار، ارسال نامهی اعتراضی، تهیهی طومار، راهاندازی پویشِ «اجرای قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری» و اعتراض خیابانی، مشکلات خود را عنوان کردهاند، اما علیرغم وعدههاییکه به آنان دادهاند، مطالبات آنان همچنان بی پاسخ مانده است و مقامات مسئول نظام جمهوری اسلامی، خواستههای این نیروی رنج و کار جامعهی ما را خاصه در شرایط کرونایی، بی توجه و تعارف به یکدیگر پاس می دهند تا پاسخ قانع کننده و کاربردی و کارساز به پرستاران آنان نداده باشند.
.... در طول اعتصاب طولانی مدت کارگران نیشکر هفت تپه، مجموعه دیدارها و دخالتگری نمایندگان کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، تدارک جلسات مختلف در مجلس اسلامی، تحقیق و تفحص دیوان محاسبات، بهعنوان بازوی نظارتی و اصلی مجلس اسلامی ، دخالت سازمان بازرسی کل کشور، روشدن پروندهی مفاسد اقتصادی کارگزاران نیشکر هفت تپه (اسدبیگیها و رستمیها و همپالهگیهای آنان) در دستگاه قضایی، جابجایی در سطح مسئولین سازمان خصوصی سازی، کشاندن پای نمایندگان دولت به این موضوع در کنار استاندار خوزستان (غلامرضا شریعتی) و سر انجام دخالتگری «هیئت داوری» نشان داد که سه قوه سیاست گذار (دولت، مجلس و قوه قضایی) همه دست اندرکارند تا این در برهمان پاشنه بچرخد و هیچ گرهی از مشکلات کارگران وا نشود!
درایران و خارج از ایران، بازنشستگان جزء گروههای فراموش شده جامعه مزد و حقوق بگیران هستند. برآنم تاکید بورزم؛ بازنشستگان امروز، کارگران، معلمان و مزدبگیران دیروزند تا نشان بدهم که درشرایط امروزین زندگی شان که باید دوران استراحت و آسوده گی باشد، همچنان درکارند تا به قول و قرارهای لازم خود دست یابند.....
.... در پهنهی رودرروییها از آنروز تا کنون، این خیل وسیع جمعیت ۹۹ درصدی جامعهی ما یعنی کارگران، معلمان، پرستاران، سایر مزد بگیران جامعه مانند بازنشستگان کشوری، لشگری و فرهنگی و بازنشستگان «مشاغل سخت و زیان آور» امروز که کارگران و کارمندان دیروزند به همراه خانوادههایشان و حتی بیکاران امروز که کارگران دیروزاند، دانشجویان و فارغ التحصیلان، عملاً به دشوارترین شکل ممکن روزگار میگذرانند.
دشواری زندگی و معیشت این جمعیت میلیونی، امروز در تمامی زمینهها خود را در وضعیت کارگران قراردادی و روزمزد، خاصه کارگران ساختمانی و دست فروشان، زنان سرپرست خانواده که در متروها دستفروشی میکنند، باربران و کولبران با بسته شدن خطوط مرزی خطه کردستان و کودکان کار، نیروی وسیع زحمتکشان روستایی و مشکلات تولید آنان... همه و همه خود را نشان داده است. به گونهای که پیگیری گزارشهای نوشتاری و تصویری آن در سطح شبکههای مجازی استخوان خرد میکند!....
دادگاه میرعلی اشرف عبدالله پوریحسینی، رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در دست انجام است.
در وارسی کاسبکاران اقتصادی طی یک و دو سال اخیر ما شاهد دادگاه فرمایشی و نمایشی بابک زنجانی با قاضی مقیسه - اکبر طبری، معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه قضائیه به ریاست قاضی بابایی - دادگاه پرونده هفت تپه اسدبیگی و شرکاء به ریاست قاضی مسعودی مقام و ... دادگاه اخلال ارزی ۶۰ میلیون یورویی و غیره را شاهد بوده ایم. همه این دادگاهها در پیکره بی در و پیکر دستگاه قضایی اسلامی - غیر از مورد زندان بلند مدت تراشیدن برای اکبر طبری که از قول غلامحسین اسماعیلی آمده است :« محکومیت اکبر طبری به ۵۸ سال و ۹ ماه و ۲۰ روز حبس و هزار میلیارد ریال جزای نقدی، در صورت قطعی شدن دادنامه، براساس قانون مجازات اشد ۳۱ سال حبس قابل اجرا است» - بقیه تا به امروز بی نتیجه مانده است . در این میان تنها فعالان معلم - کارگر - زنان - دانشجویان - دبیران کانون نویسندگان و مدافعین محیط زیست و اقلیت های ملی و مذهبی نظیر ( بهائیان و دراویش ) مستوجب مجازات و زندان و در بدترین وضعیت به شلاق کشاندن حق خواهی کارگر شناخته شده پارس خودرو داود رفیعی و مجازات اعدام فعال رسانه ای و مسئول کانال تلگرامی "آمدنیوز"، روح الله زم را شاهدیم.
۷۴ ضربه شلاق برگردهی کارگر اخراجی داود رفیعی؛ این است رأفت و عدالت دستگاه قضایی در حاکمیت ضد کارگری جمهوری اسلامی ایران! انتشار تصویر رد خونین شلاقها بر پشت نحیف کارگر، امروز و در سطح شبکههای اجتماعی از داود رفیعی، مرد سال ساخته است. کافی است نام "داود رفیعی" را در گوگل جستجو کنید و آنگاه نفرت مردم را که تاوان این عمل سراسر ننگین و ضد تاریخی نظام در ماه آذر است، را ببینید. از منظر جامعه و جنبش آزادیخواهی ایران در داخل و خارج از کشور، این جنایت قرون وسطایی به نشانهی انتقام سخت آمران و عاملان جمهوری اسلامی بر بدن کارگر مبارز پارس خودرو، که تنها به دلیل فعالیت صنفی و در اعتراض به حکم اخراجش صورت گرفته است، نفرت و خشم همگان را برانگیخته است.
مدخل بحث:
این پرسش اساسی برای جامعهی کارگری و بیکاران سرگردان ما مطرح است: تکلیف میلیونها نفری که به دلیل رکود اقتصادی از انتهای سال گذشته تا به امروز، گروه گروه بیکار شدهاند یا خواهند شد، چیست و چه کس و کسانی پاسخگویند؟ دستیابی بدین پاسخ به کنکاش خبرهای روزشمار کارگری هفته انجامید که با هم مروری بدان خواهیم انداخت.
ایران امروز به مرحلهی سوم پیشرفت اپیدمی کووید ۱۹ رسید و این ویروس همواره در جای جای کشور مرگ میآفریند و همین مرگ روزافزون، حاکمیت اسلامی و دولت روحانی را بعد از دورهی طولانی مقاومت مقابل ویروس، سرانجام آنچه از شهر مقدس قم به دیگر شهرها سرازیر شده بود و پذیرش «مرگ حق است» و به هیچ گرفتن زندگی مردم، برآن داشت که در برابر بحران عظیم و فلاکت بار اقتصادی عقب نشینی کنند و به نوعی بعد از وضع برخی جریمه تراشیها و نتیجه نگرفتن از آن، سرانجام مردم را طی بخشنامهای به خانه نشینی وا بدارند.....
آزادی فعالان دستگیرشده و زندانی، بازگشت به کار پانزده تن از کارگران اخراجی و اعلان تعیین تکلیف با اسدبیگی و شرکاء و حدت گرفتن اخبارمربوط به صنعت نیشکرهفت تپه، برآنم داشت کارنامهی طولانی مدت اعتراض و اعتصاب کارگران هفت تپه، از خرداد ماه ۱۳۹۹ به این سو، خاصه در برابر آنچه طی دو ماه مهر و آبان کارگران هفت تپه روزانه به شکل ناباورانهای با آن مواجه بودند را موشکافانهتر و بر پایهی مواضع سندیکای نیشکرهفت تپه، بهمثابهی تشکل پایدار و مستقل در جنبش اتحادیهای ایران - که تبلور مواضع آنان را میبایست در کانال تلگرامی سندیکای هفت تپه دنبال کرد – پیگیری و مطرح کنم. دراین میان تلاشم برآنستکه فرایند پیشرفت این مبارزات و تأثیرآنرا در مقابله با سیاست خصوصی سازی بر کل جنبش کارگری ایران مورد داوری همگانی قرار دهیم.
آنچه در صحنهی عمومی جامعهی ما دیده میشود، نشانگر این است که بحران عمومی کشور از فاجعه عبور کرده و به طرف یک چیز عجیب وغریب در حال پیشروی است. اینکه مردم تا کجای کار تحمل کنند و کی و کجا خود را سازمان بدهند، نقشهی پیش روی ماست؛ شاید همچو آبان ماه ، آبانی دیگری از راه برسد. آن روز دیر نیست!
دراین روزهایی که کرونا در داخل ایران و زندانهای کشور بیداد میکند. برای آزادی هر کارگر مطالبهجو و فعال اجتماعی و فرهنگی عدالت طلب که حقوق خود را مطالبه میکند، آنگاه که بازداشت میگردد، میلیونها تومان وثیقه میگیرند یا وقتی میخواهند بر حقوق ناچیز کارگران و کارمندان عادی مالیات ببندند، با طرح دو فوریتی و به سرعت نور آن را تصویب کرده و به مرحلهی اجرا میرسانند. اما برای صاحبان سرمایه، خواه مالکان خانههای خالی باشند و یا حجرهدارانِ کلان و... چندین دوره بررسی میکنند اما در نهایت سعی میشود آن را به فراموشی بسپارند. یک نمونه گرانی مسکن مهر، که «گرانی مسکن» همچنان رکورد میزند. ایلنا از گزارش اخیر وزارت مسکن و شهرسازی خبر داده که نشان میدهد که از ابتدای ۹۷ تا تابستان ۹۹، قیمتِ مسکن حدود ۵۰۰ درصد رشد داشته است؛ محاسبات رسمی نشان از افزایش ۱۱۰ درصدی قیمت مسکن در یک سال گذشته دارد و همه دادهها موید عمق فساد موجود است. تناقض آپارات موجود، برای پیشرفت کار خود قانون میسازد. مثلاً از منظر اینان، تراکم فروشی قانونی است. میلیونها مترمربع هوای عمومی تهران را میفروشند که برجها و مجتمعهای آنچنانی بسازند و قانونی است ولی حاضر نیستند یک متریا نیم متر زمین در خیابان را در اختیار یک دست فروش قراربدهند و غیرقانونی است. راست هم میگویند غیرقانونی است و سدمعبر... به عبارتی تو میتوانی هزار متر هوا را با پرداخت پول به شهرداری به اشغال خودت در بیاوری.
درباب بحران مسکن؛ اگربخواهیم بی تعارف صحبت کنیم، این کلاف سردرگم نیزبه مانند همهی آنچه که درعرصهی اقتصاد ایران میگذرد مافیای خودش را دارد. دولت قانونی را به عنوان مالیات برخانهی خالی تصویب کرده، اما به گفتهی دکتر حسین راغفر اقتصاددان، ارادهای برای اجرای آن ندارد: «مافیای مسکن در مجلس هم رخنه دارد که این افراد اجازه نمیدهند مالیات برخانههای خالی به اجرا برسد و به بهانههای مختلف دراجرای آن سنگ اندازی میکنند». به گفتهی راغفرورود بانکها به عرصهی ساخت و ساز ملک به عنوان یک سرمایه گذاری، موجب قفل شدن منابع بانکی شده و همین مسئله و نبود پول یکی از اصلیترین عوامل رکود بازارمسکن است.
بحران مسکن در برابر بساز و بفروشهای در مقیاس بزرگ و آرشیتکتها و مهندسان سازهای که به دستگاه پول سازی وابستگی تقریباً مطلق دارند، مدام راه حل و نسخهی ناپیچیده میپراکنند که ای بابا ما خانه کم داریم و این است علت افزایش قیمت و تب آلودگی بازار مسکن و این درحالیستکه «حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکونی خالی در کشور وجود دارد، حال اگراین مساکن با وضع مالیات برخانههای خالی به درستی ساماندهی شود، میتوان بازار پرتلاطم مسکن را مدیریت کرد.»
بحران مسکن بدون تغییر ریل اساسی اقتصاد ایران و پایان دادن به سیاست های نئولیبرالی و تاخت و تاز «باز آزاد» و «دست نامرعی» آن، بدون برچیدن بساط حاکمیتی که پاسدار اصلی رویکرد بحران زده کنونی است، بدون درهم شکستن بورژوازی مستغلات و بیرون کشیدن مسکن از بازار دلالی و سوداگری و تبدیل آن به وزنه ای برای احیای اقتصاد و افزایش اشتغال از طریق تولید مسکن اجتماعی، بدون قدرت متشکل بی خانمان ها و بدمسکن ها، اجاره نشین ها در قالب اتحادیه های مستقل نیرومند، نه تنها حل نخواهد شد که سلب مالکیت مسکن گسترده تر، خشن تر و پیامدهای مخرب آن بربافت اجتماعی دامنه دارتر خواهد بود....
بحران کرونا و تعطیلی مراکز آموزشی یا آنلاین شدن این مراکز، غیررسمیکاران در حیطه ی آموزش را از امرارمعاش ثابت محروم کرده است؛ دراین شرایط، حقوق معلمان رسمی پرداخت میشود اما بسیاری ازنیروی کارشاغل درحوزه ی آموزش ازدریافت دستمزد ودرآمد بازماندهاند. مربیان مهدکودکها یکی از این گروهها هستند. با بسته شدن مهدکودکها به خاطر کرونا، چند هزار مربی شغل خود را از دست دادند واین مراکز تا آستانه ی ورشکستگی پیش رفتند. مربیان مهدکودکها به امید اینکه نمایندگان مجلس فکری به حال آنها کنند، مقابل مجلس تجمع کردند. سازمان دهندگان این مجموعه که چندین سال سابقهی کاردارند، خواستار جذب در سیستم آموزش و پرورش هستند؛ آنها از بلاتکلیفی شغلی به ستوه آمده و می گویند: « در حال حاضر جذب ما مربیان در هالهای از ابهام قرار دارد؛ ما کاردیگری به جز تدریس بلد نیستم و با شرایط فعلی، در تامین نان شب خود درماندهایم.»
با همه تلاشهایی که فعالان حقوق کودک طی این سالها داشتند و هزینهی بس سخت بیکاری از کار، دستگیری و زندان و تبعید را به جان خریدهاند، همچنان قانون منع کار کودک درعمل هیچ جایگاهی ندارد و کمترین امیدی به تغییر، در شرایط موجود نیست. مگر اینکه در سلسله اقدام جنبش تودهای و با بهپا خاستن همهی کنشگران اجتماعی، چهرهی شهر را از وجود کودکان زبالهگرد پاک کنیم. تا زمانی که این نشود، مافیای شکم پرست و دستهای توطئهگر، دلالی و واسطهگری با سودجویی تمام ازهرمنفذ و سوراخی، آیه و فتوای آیتی نوخاله، سود میجویند و به کثیفترین شکل ممکن به دور از چشمان جامعه در نبود رسانههای مستقل از کودکان خیابانی وکار، این نیروی برده دارانه، ارزان و خاموش بهرهکشی خواهند نمود. اما در برابر کارگران شهرداریها، همانگونه که پیشتر آوردم، هیچ راهی جز ادامه اعتراض و اعتصاب و سازماندهی سریالی اعتراضات به پهنهی محلات شهرها و گره خوردن با مردم پیرامون، ضمن طرح مشکلات خود از وجود پیمانکاران، اتحاد و به هم پیوستگی تحرکاتشان با استفاده از ظرفیتهای جدید شبکهسازی در اینترنت، به هم پیوستهشدن ها و با افزایش دامنهی آن، تأثیراعتراضات خود را نیزبیشترازپیش سازند. دستیابی به این مهم برای رفتگران زحمتکش در شرایط فعلی ممکن است.